تبلیغات
وکیل الشعرا

غزلیات مولانا : ز عشق روی تو روشن دل بنین و بنات

زهی شهی که شهان بر بساط شطرنجت

به خانه خانه دوند از گریزخانه مات

ز عشق روی تو روشن دل بنین و بنات

بیا که از تو شود سیئاتهم حسنات

خیال تو چو درآید به سینه عاشق

درون خانه تن پر شود چراغ حیات

دود به پیش خیالت خیال‌های دگر

چنانک خاطر زندانیان به بانگ نجات

به گرد سنبل تو جان‌ها چو مور و ملخ

که تا ز خرمن لطفت برند جمله زکات

به مرده‌ای نگری صد هزار زنده شود

خنک کسی که از آن یک نظر بیافت برات

زهی شهی که شهان بر بساط شطرنجت

به خانه خانه دوند از گریزخانه مات

کدام صبح که عشقت پیاله‌ای آرد

ز خواب برجهد این بخت خفته گویدهات

فرودود ز فلک مه به بوی این باده

بگویدم که مرا نیز گویمش هیهات

طرب که از تو نباشد بیات می‌گردد

بیار جام که جان آمدم ز عشق بیات

به پیش دیده من باش تا تو را بینم

که سیر می‌نشود دیده من از آیات

ندانم از سرمستیست شمس تبریزی

که بر لبت زده‌ام بوسه‌ها و یا بر پات

تاریخ ارسال : یکشنبه 19 آذر 1396 06:15 ب.ظ | نویسنده : امیررضا خانلاری ( وکیل الشعرا )

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید

تاریخ ارسال : دوشنبه 20 آذر 1396 03:58 ب.ظ
زیبـــاااست
ممنون از شما

امیررضا خانلاری ( وکیل الشعرا )

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.