تبلیغات
وکیل الشعرا

غزلیات صائب تبریزی : افکنده اند در جگر سنگ رخنه ها

بیدار شو که در شب یلدای نیستی

در پرده است چشم ترا طرفه خوابها

افکنده اند در جگر سنگ رخنه ها

از موج تازیانه حکم تو آبها

در مجلس شراب تو از شوق می زنند

پروانه وار سینه بر آتش کبابها

شادم ز پیچ و تاب محبت که می رسد

آخر به زلف، سلسله پیچ و تابها

از آه ما در انجمن حسن می پرد

چون نامه های روز قیامت نقاب ها

بیدار شو که در شب یلدای نیستی

در پرده است چشم ترا طرفه خوابها

بیداری حیات شود منتهی به مرگ

آرامش است عاقبت اضطراب ها

تسلیم شو، وگرنه برای سبکسران

تابیده اند از رگ گردن طناب ها

صائب به این خوشم که مرا آزموده اند

شیرین لبان به باده تلخ عتابها

ای حسن پرده سوز تو برق نقاب ها

روی عرق فشان تو سیل حجاب ها

از نقطه های خال تو در هر نظاره ای

بیرون نوشته حرف شناسان کتاب ها

از انفعال روی تو گلهای شوخ چشم

بر پیرهن فشانده مکرر گلابها

در رشته می کشند گهرهای آبدار

در موج خیز حسن تو دام سرابها

تاریخ ارسال : پنجشنبه 30 آذر 1396 05:14 ب.ظ | نویسنده : امیررضا خانلاری ( وکیل الشعرا )

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید

تاریخ ارسال : جمعه 1 دی 1396 09:11 ب.ظ
آرامش است عاقبت اضطراب ها
یلداتون مبارک البته با تاخیر
یلدای شما هم مبارک

امیررضا خانلاری ( وکیل الشعرا )

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.